گردش....
مامانی ببخش که این پست یه خورده دیر برات می نویسم خوشگلم روز جمعه یه روز مونده به ماه رمضون بودکه تصمیم گرفتیم با پدر جون اینا بریم مشکین شهر آب درمانی (قینرجه) مامان جون اینا هم تصمیم گرفتن با ما بیان چون ما از پنج شنبه باغ بودیم منتظر شدیم که اونا هم بیان باهم بریم صبح بعد ازصبحانه راه افتادیم رفتیم ساعت 11 بودکه رسیدیم بلافاصله رفتیم استخر البته چون هوا یه خورده سرد بود من به خاطرشما نفسم نمی خواستم برم بعد دیدم تیوپ های خیلی خوشگلی می فروشن که خیلی ازشون خوشم اومد زودیدونه ...
نویسنده :
مامان علی(نازی)
20:16












